چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۳۰
گل و بلبل و سنبل و ق..ل!
برای ۴۵۰ دلار استرالیا مجبور شدم ۵۳۵۰۰۰ تومان به یک شرکت بدم تا از کردیت کاردشون استفاده کنم.مجبور شدم به صورت احمقانه ای بهشون اعتماد کنم چون راه دیگه ای نداشتم.تقصیر من نیست آخه کردیت کاردی که توی همه جای دنیا مرسومه تو این خراب شده هیچ خبری ازش نیست.بعد از تحریم هم که شرایط خیلی بدتر شده.![]()
برای جمع و جور کردن مدارکم چه خانهایی که رد نکردم!برای گرفتن سابقه کار از شرکت قبلی منت آقای مدیر عامل رو کشیدم و سابقه کارم رو گرفتم ازش.این گواهی رو که بردم دار الترجمه گفتند برای مهرو تاییدیه دادگستری نیاز به روزنامه رسمی شرکت هست.![]()
دوباره به سراغ آقای مدیر عامل رفتم و روزنامه رسمی شرکت رو ازشون طلب کردم.ایشون هم در کمال وقاحت گفتند که "من دارم شرکتم رو رتبه بندی میکنم.اصل مدرکت رو برام بیار تا منم رونامه رسمی شرکت رو بهت بدم"
اراکی رذل کثافت!![]()
بعد از نا امید شدن از این آقای محترم و کلی پرس و جو کردن به سراغ روزنامه رسمی شرکت در خیابان بهشت رفتم.و اونجا موفق شدم بعد از جستجو کردن در سایت روزنامه رسمی و کلی دوندگی این روزنامه کذایی رو بدست بیاورم.
علاوه بر اون مدرکی هم که از دانشگاه گرفته بودیم(با اون همه مهر و امضا) مورد تایید دادگستری نبود و برای تایید این مدرک کذایی باید به سراغ سازمان مرکزی دانشگاه آزاد میرفتم.برای این مهر هم یک روز علاف شدم.
خان بعدی خان دارالترجمه بود.دارالترجمه قرار بود مدارکم رو ۷ روزه تحویل بده که متاسفانه ۷ روزشون شد ۱۰ روز.توی اون چند روز هی امروز و فردا میکردند و میرفتند تو خط اعصابم.![]()
خان بعدی عبارت بود از تهیه گواهی عدم سوپیشینه.برای گرفتن این گوهی ابتدا به کلانتری محترم محل مراجعه کردم که فرمودند برید پلسی+۱۰.به سراغ پلیس +۱۰ که رفتم گفتند معرفی نامه اون شرکت رو که گواهی براش میخواهید نیاز است![]()
گفتم بابا من برای ویزای استرالیا و سفارت مربوطه میخوام.فرمودند برید گذرنامه خودتون رو ترجمه رسمی کنید ما اون رو به عنوان معرفی نامه قبول میکنیم.
عجبا از احوالات این مملکت!![]()
خان بعدی تهیه نامه ای از دانشگاه محترم مبنی بر گذارندن دوره های درسی به زبان فارسی بود.بعد از اینکه به دانشگاه مراجعه نمودم یک روز تمام اینجانب رو به شکل توپ فوتبال چهل تیکه از این اتاق به اون اتاق پاس میدادند.شوت اخر رو قرار بود آقایی به اسم دکتر حسین چی بزنه.ایشون از ساعت ۱۱ تا ساعت ۳ بعد از ظهر بنده رو به خاطر یک امضا علاف کردند.خوشبختانه کار این نامه یک روزه تمام شد.باز خدا پدر مادرشون رو بیامرزه!![]()
هنوزخانهای زیاد دیگه ای در راه است.از جمله ترجمه رسمی شناسنامه و کارت ملی و فیش حقوقی و... وپرداخت ۲۱۰۵ دلار استرالیا با کردیت کارد و انجام آزمایشات پزشکی وقس علی هذا
از یاد آوری این خانها تنم به لرزه می افته!![]()
آخه بیکار بودی پسر.توهم مثل بقیه تو همین خراب شده میموندی و میپوکیدی و میپوسیدی دیگه.
جواب(از طرف ضمیر نا خوداگاهم):آخه حکایت ما همون حکایت معروف گل و بلبل و سنبل و ق..ل هست.![]()