پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۵
ُSefessi Situati و بهترین قهوه عمرم!
اینجا روزهای خوب سال هست.نزدیکهای کریسمس که همه سرشون گرم هست به مهمونی وخرید و آماده شدن برای سال نو.کریسمس اینجا البته یک فرق دیگه با اکثر حاهای دیگه دنیا داره واون هم اینه که اینجا تازه اول فصل گرما هست، برعکس امریکاو کشورهای اروپایی که توی نیمکره شمالی هستند وکریسمس میخوره به زمستونشون.
آقای تقوی ! چند ماه قبل برای خرید ماشین رفته بودم به Government Auction .ِ یک آقای میانسال برای راهنمایی وخرید خیلی کمک و راهنمایییم کرد.خیلی من روبه یاد شما انداخت.البته نه از نظر ظاهر، بلکه از لحاظ گرمی ودوستانه بودنش. از اون دسته آدمهای خوبی که توی زندگی بهشون برخورد میکنم و نمیتونم فراموششون کنم و شاید به خاطر همین هست که مینوسم راجع بهشون.
چندین ماه قبلش ، یک شب Agency بهم زنگ زد و گفتش میخوای امشب بری Parmallat ?من هم مثل همیشه نه نگفتم بهشون. چندین بار توی پارمالات کارکرده بودم. یک کارخونه خیلی بزرگ شیر و محصولات لبنی توی lidcombe. .قرار شد اون شب آزمایشگاه اونجا کار کنم و به Sefessi Situati گزارش بدم. Sefessi آدم میانسال وخوبی بود با رفتار دوستانه.گفتش که امشب قرار نیست کار خاصی بکنی وفقط از لحاظ ایمنی قرار هست 2نفر باشیم.اون شب فقط نشستم و با Sefessi گپ زذم و خوابیدم و قهوه خوردم. خداییش یک قهوه ای برای خودش ومن درست کرد که تا اون لحظه بهترین قهوه عمرم بود.وقتی فهمید ایرانی هستم گفتش یک پسر ایرانی خیلی باهوش تو آزمایشگاه اینجا کار میکرد که روی مزه ماست و... تحقیق میکرد.یک offer از شرکت swiss گرفتش و رفت اونجا.
اون هفته وقتی فیش حقوقی به دستم رسید متوجه شدم که برادر عزیز sefessi، یک حال اساسی بهم داده. اون شب که کار کردم چهار شنبه بود ولی برام شنبه رد کرده بود تا پول بیشتری بگیرم.منکه دیگه ندیدمت ولی دمت گرم آقا!