یکشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۰۲
جامعه مریض!
شما خیلی پخته تر وجاافتاده تر ازمن هستید.حتماتا حالا این احساس بد بهتون دست داده که هممون سرکار هستیم.جامعه همه ماآدمها روسرکار گذاشته واین احساس مزخرف که واقعا هیچ چیز عادلانه ا ی توی این دنیا نیستش.
نمیدونم شاید به خاطراین هست که سنم داره بالا میره.دیدم نسبت به خیلی از چیزها عوض شده. قبلا شاید مردم رو به خاطر دزدی از مغازه ها سرزنش میکردم، ولی وقتی خودم روجای والدین بچه ای میگذارم که چیزی رومیخواد و پولش نمیرسه، خوب راه دیگه ای مگه هست؟وقتی عدالتی وجود نداره ،تنها راه باقی مانده انتقام گرفتن از جامعه ومردم هست.
آقای تقوی نازنین. اینجا برای اکثر مردم چیزی به عنوان ارزش وخوب وبد وجود نداره.تنها خودت هستی که ارزش داری.مردم اینجا زیاد از هم خوششون نمیآد.بچه هایی که اینجا بزرگ میشن یک سادیسمی توی وجودشون هست.دوست دارن بقیه رواذیت کنند و از اینکار لذت میبرند.
نوجوون ها اینجا خیلی زود آلوده به سیگار میشن و جالب اینجاست که نهایت سعیشون رومیکنند تا دوستاشون رو هم آلوده به سیگار ومواد کنند.این چیزی هست که جامعه بهشون یاد داده...
سر کارم روکه نگاه میکنم، 3 یا 4 نفر کارشون رومیکنند و بقیه علاف میچرخند.کجاش عادلانه هست این؟بعضی وقتها به خودم میگم اگه یک چیز عادلانه توی این دنیا پیدا کنم تعظیم میکنم بهش!
سابرب های پولدار اینجا از طبیعت کنار دریا لذت میبرند وبقیه بی پول ها کیلومتر ها از دریا فاصله دارند.
آقای تقوی نازنین!این جامعه مریضی هست که اسیرش شدیم وبه نظر میرسه راه گریزی ازش نیست!