سه شنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۷

korean barbeque

سلام.تعطیلات عید پاک دیروز تموم شد و امروز اولین روز کاری تو هفته جدید بود.

تو تعطیلات همخونه ای هام یک پارتی خودمونی گرفتند که منم دعوت بودم.یک باربکیو با نوشیدنی تو بالکنی گرفتند که عالی بود.ken ویسکی آورده بود.من آبجو ،Matt هم شراب.۶ نفر بودیم.۲ تا دختر کره ای،یک پسر کره ای،۲ تا چینی، با من.

نوشیدنی ken یک نوع ویسکی بود به اسم chiva.نوشیدنیش اینقدر قوی بود که بعد از نیم ساعت همه بلند شدند برای قضای حاجت!حتی آبجو های منم نصفه موند و به شراب matt دیگه دست نخورد!خلاصه  korean barbeque  رو هم تجربه کردم که واقعاخوشمزه بود.چند تا عکس یادگاری هم با موبایلم گرفتم .به غیر از این لحظه های قشنگ مگه چیز دیگه ای هم تو زندگی میمونه؟

نوشته شده توسط در 15:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۰۴

زاییده خیال!

سلام.کتاب "زمین انسانها"نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری رو تموم کردم.کتاب مجمو عه ای از نوشته ها و خاطرات اگزوپری بود.جالب ترین قسمت کتاب ،به نظرم ،داستان واقعی سقوط هواپیمای اگزوپری در صحرایی در نردیکی قاهره بود.اگزوپری در ۲۹ دسامبر ۱۹۳۵ خواست رکورد طول مدت پرواز از پاریس تا سایگون را بشکند.هواپیمایش در ۲۰۰ کیلومتری قاهره سقوط کرد و او و مکانیسینش بعد از ۵ روز راهیپیمایی در صحرا توسط کاروانی نچات یافتند.

اگزوپری داستان دیدن سراب ها در صحرا را به گونه جالبی تعبیر میکند:

ـآهای،آهای!

-آنجا هیچ جیز نیست.بیهوده تلاش نکن.همه اش وهم و سرسام است.

این جور با خودم حرف میزنم زیرا ناچارم از عقلم کمک بگیرم.بسیار دشوار است آنچه را که میبینم باور نکنم.بسیار دشوار است که به سوی این کاروانی که در راه است نشتابم.آنجا میبینی!

ـاحمق! میدانی که فقط زاییده خیال توست.

ـ پس در دنیا، هیچ حقیقتی وحود ندارد.

نوشته شده توسط در 12:19 |  لینک ثابت   •