آندره
خاطرات
جمعه ۱۳۸۷/۰۴/۲۱
شباهت!
بعضی مواقع تو زندگی آدم شباهتهای عجیبی پیش می آد. چند وقته یک آموزشگاه موسیقی میرم.یک دختر جوون اونجا هست که دختر صاحب آموزشگاه هست.دختری به اسم "ک".تو نگاه اول فهمیدم که خیلی دختر مهربون با احساس و با محبتی هست.صدای خیلی قشنگی هم داره.
پنجشنبه که با بچه ها دار آباد بودیم گوشیم زنگ خورد.شماره نزدیکهای خونه افتاده بود.تعجب کردم.گوشی رو برداشتم دیدم همون دختره هست.ازم پرسید این هفته نیومدید؟بهش گفتم که آره کار داشتم و نتونستم بیام.
این بماند.آفیسر پرونده مهاجرتم خانم "ک"هست.همنام همون خانم جوون.یک دختر ریزه که دختر خوبی هست.
داره کمکم میکنه که که کارهام درست بشه برای مهاجرت.
یکی داره تشویقم میکنه به رفتن و یکی داره وسوسم میکنه به موندن.نمیدونم کدومشون برنده میشن؟!![]()
نوشته شده توسط
در 23:5 | لینک ثابت
•