چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۱۲

آتش

سلام.فیلمهای تهران قدیم اکثرا فیلمهای cheap و سطح پایینی میشن.با این حال بین این فیلمها فیلمهایی هم پیدا میشه با صحنه هایی ماندگار و سکانسهایی خاطره انگیز!

تو فیلم همسفر یک صحنه هست که بهروز و گوگوش و رضا کرم رضایی(خدا بیامرز)و بقیه کنار دریا دور آتش نشستند.کرم رضایی شروع میکنه به خوندن:

"دو تا چشم سیاه داری دو تا موی رها داری تو اون چشمات چی ها داری......

خبر داری خبر داری...که این دنیا همش جنگه همش خونه همش جنگه ..."

بهروز و گوگوش زل زدند به همدیگه.اونها با  کار این دنیا کاری ندارند.اصلا انگار تو این دنیا نیستن!اونها از این دنیا فقط همدیگه رو میخوان.

این صحنه بدون آتش یک چیزی کم داره.آتش شاید نمادی هست از صمیمیت و عشق پاک بین اونها.

توی یک صحنه از فیلم کرم رضایی به بهروز میگه:

"پدر خدا بیامرزم همیشه میگفت اگه چیزی رو خواستی و نتونستی بلندش کنی با چنگ و دندون بلندش کن!"

نوشته شده توسط در 19:53 |  لینک ثابت   •