شنبه ۱۳۸۷/۰۳/۱۱
کلینت ایستوود و رفیق بازی
علی قهرمان دوران کودکی من بود.آخه تیپ خاصی داره.قدش نزدیک به ۱۹۵ سانت هست .قبلا ریش هم میگذاشت و تیپش دقیقا مثل کابوی های آمریکایی میشد.همیشه من یاد کلینت ایستوود می انداخت.
علی چند روز پیش اومده بود خونمون.ولی ایکاش نمی اومد چون با دیدنش حالم خیلی گرفته شد
.
علی یک عیب خیلی بزرگ پیدا کرده بود.کاش هر عیب دیگه ای بود به غیر از این عیب.معتاد شده بود.قبلا هم بهش شک کرده بودم ولی دیگه این دفعه مطمئن شدم.حیف از اون تیپ و قیافه.اون قدی که مثل سرو بود الان خمیده شده بود.یاد تیپ جوونی هاش که می افتم دلم میسوزه.این لامسب نمیدونم چیه که اینقدر بدجور آدم رو تباه میکنه.عمر و جوونی آدم رو یک جا به باد میده!
بدبختی اینه که راه اشتباهی هست که برگشت هم نداره.وقتی این راه غلط رو یک بار رفتی دیگه تموم شدی!دیگه فاتحت خوندست!تا ته این خط جهنمی باید بری!
این رفیق بازی لعنتی آخر عاقبتش اینه.هر کی رفیق بازی کرده از رفیقهاش خورده.خیلی ها رو دیدم که به خاطر رفیق بازی پرپر شدند.علی اولیش نبود آخریش هم نیست.
لعنت به تو علی!ای کاش هیچ موقع نمی دیدمت.ولی بازم دوست دارم!ای کاش میتونستم یک جور کمکت کنم!