سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
درخت زیبای من!
نویسنده کتاب برزیلی هست و این کتاب رو در سال 1968 نوشته.موقع خوندن این کتاب باورم نمیشد که این کتاب 43 سال قبل نوشته شده.این قدر که برام ملموس و زیبا بود.![]()
داستان این کتاب داستان زه زه پسر بچه 5 ساله بزریلی هست که توی یک خانواده فقیر و پرجمعیت در حال بزرگ شدن هست.پدر خانواده بی کار هست و همین فشار مضاعفی رو به خانواده وارد میکنه.به علت مشکلات مالی خانواده مجبور به عوض کردن خونه و نقل مکان به خونه جدید میشن...
زه زه پسر فوق العاده شر و شیطون و باهوشی هست.انواع و اقسام بلاها رو سر اهالی محل و فک و فامیل در می آره و گاهی به خاطر این شیطنتهاش بد جور تنبیه میشه.هم از طرف پدر و هم از طرف برادر و خواهرهای بزرگترش
.خود زه زه در عین شیطنتهاش،پسر خیلی حساس و مهربونی هست و مثلا برادر کوچکترش رو خیلی دوست داره.وقتی به خونه جدید نقل مکان میکنند زه زه با درخت پرتقالی خونه جدیدشون دوست میشه و باهاش صحبت میکنه...
اما در اثر یک تصادف، زه زه با مرد بسیار مهربونی آشنا میشه.اسم این مرد مانویل والادارس هست که زه زه پرتقالی صداش میکنه.پرتقالی که از فقر زه زه خبر دار میشه،سعی میکنه بهش محبت بکنه و کمبودهای زندگیش رو حبران کنه.امارابطه بین این دو به قدری عمیق میشه که زه زه اون رو پدر خودش میدونه :"هیچ وقت فکر نمیکردم که وقتی داستان شب های عید نوئل را برایش تعریف کنم بتواند این قدر قیافه آدم بزرگها را پیدا کند.در آن لحظه چشمهایش پر از اشک شد و دستی به موهایم کشید و به من قول داد که بعد از این هرگز در آن روز بدون هدیه نخوام ماند."
زه زه تشنه محبت، محبت رو کشف میکنه و بعد از اون هر اون چه رو که دوست داره غرق محبت میکنه.اون به پدر جدیدش آنچنان وابسته میشه که وقتی چند روز اون رو نمیبینه شدیدا احساس دلتنگی میکنه:برای صدایی که وقتی میگفت "خوب کوچولو" از محبت فراوان نشان داشت دلم تنگ شده بود.همین طور بابت ندیدن صورت برنزه اش.لباس همیشه مرتبش ..اندوهگین بودم دلم برای همه اینها تنگ میشد.
آخر کتاب رو تعریف نمیکنم چون واقعا ارزش خوندن و وقت گذاشتن رو داره.راستی شخصیت زه زه این کتاب برای من خیلی آشنا بود.زه زه برای من کودکان بیگناه ایرانی هستند که بیرحمانه آزار دیده میشوند و صداشون به هیچ جا نمیرسه![]()