سه شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
آخر هفته
سلام.امروز سه شنبه هست و الان سر کارم.آخر هفته خوبی بود.هوا هم هوای بهاری و آفتابی بود و از اون بارونهای دلگیر خبری نبود.
شنبه با برادرم اینها رفتیم رستوران البرز تو Auburn.با اینکه برنج کم میذاره ولی کیفیت غذاش خوبه.نسبت به رستوران دربند فضای بیشتری هم داره . خلوت تر هم هست.
برادرم هفته بعد با خانوداش میخواد یک سر بره ملبورن.میخواد بره یکی از بازی های AFL رو بره ورزشگاه.خودش طرفدار Geelong هست و دوستاش تو ملبورن طرفدار اون یکی تیم.اگه اینجا علاقه داشته باشی به AFL واقعا اعتیاد آوره.
یکشنبه رفتیم مرکز خرید Castle Hill که معروف هست به Castle Tower.این سابرب ایستگاه قطار نداره و شاید به همین علت مهاجرین آسیایی و هندی و ... خیلی کم هستند اونجاوبیشتر قیافه ها اوزی هست.بعد از ظهر هم دوست برادرم دعوتش کرد به پینگ پنگ و رفتیم چند ساعتی هم بازی کردیم.
از محل کار بگم که شرکت یک نیروی جدید استخدام کرده.پسره فیلیپینی هست و تازه ۳ ماهه که اومده سیدنی.دارم کارم رو بهش یاد میدم.شاید این پسره یک روز جایگزین من بشه.بعد از سر کار میبرمش ایستگاه قطار پیادش میکنم.خودم این روزها رو گذروندم و میدونم چقدر سخته.![]()
دوره ای هم که ثبت نام کردم به خوبی داره پیش میره.نمره های خوبی دارم میگیرم.علاقه پیدا کردم به همچین دوره هایی.وقتت رو دیگه صرف رفتن به کلاس و ... نمیکنی.![]()
از خونه بگم که همخونه ایی جدید اسمش نیک هست.خیلی کم حرف هست وقتی هم که حرف میزنه این قدر آروم صحبت میکنه که آدم صداش نمیشنوه.
داره تو دانشگاه حسابداری میخونه.
آره خلاصه زندگی ما هم اینجوری داره میگذره.روزها اینجا بلند تر شده و هوا داره رو به گرمی میره.من هم دلم برای همه تو ایران تنگ شده![]()