یکشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۰۹

Time flies

سلام.عصر یکشنبه هست و عصر یکشنبه های اینجا خیلی شبیه به عصر جمعه های خودمون هست.دلگیر و طولانی.

Matt امروز خداحافظی کرد و نقل مکان کرد به خونه دوست دخترش.خیلی وقت بود که اینجا نمی اومد و بیخود فقط داشت اجاره خونه اینجا رو میداد.این بود که امروز اسباب و وسایلش رو جمع و جور کرد با هممون خداحافظی کرد و رفت.حیونی خیلی وقت بود بیکاربود و این بیکاری آزارش میداد.امروز هم حسابی تو هم و پکر بود.

Matt مشخصات تیپیکال یک جوون چینی رو داشت.عاشق غذا پختن بود و دست پختش حرف نداشت،ساعت ها تو آشپزخونه وقت، صرف پختن غذا میکرد. اشتهای خیلی خوبی هم داشت، هم برای غذا و هم برای مشروبات الکلی.از لحاظ اخلاقی،یک کم حالت زود رنجی و پرخاشگری رو داشت ولی خیلی خوش قلب بود.آدمی بود که اصلا نمیتونست پول پس انداز کنه و همه پولش رو خرج میکرد.

خیلی هم اهل نایت کلاب و بار و سیتی رفتن بود.تقریبا هر آخر هفته میرفت.البته تا قبل از اینکه این دوست دخترش رو پیداکنه. چون دقیقا همسن من بود، حرفهای هم رو خوب میفهمیدیم به خاطر همین خیلی زیاد با هم گپ میزدیم.

اینجاییها میگن Time flies ما میگیم زمان مثل برق و باد میگذره.انگار همین دیروز بود که Matt رو برای اولین بار  تو این خونه دیدم.هر جا میری سالم باش رفیق.Take care budy

نوشته شده توسط در 11:50 |  لینک ثابت   •