یکشنبه ۱۳۹۰/۰۱/۱۴
tears stream down on your face
دوست دخترم تقریبا یک ماهه که اینجاست و ۹ روز دیگه بر میگرده به ایران.هر هفته با هم بیرون میرفتیم.گاهی اوقات وسط هفته ها هم میرفتم پیشش.خدایی خیلی من رو از تنهایی در آورده و هرچی زمان رفتنش نزدیکتر میشه برام سخت تر میشه.اون هم خیلی بهم عادت کرده.هر دومون هم خیلی احساساتی هستیم و سریع به هم وابسته شدیم.امشب که همدیگه رو بغل کرده بودیم یک هواپیما از بالا سرمون رد شد و گریش گرفت.منم از گریش گریم گرفت![]()
تو این چند وقت که با هاش بیرون رفتم اتفاقات جالبی برام افتاد.واقعا تجربه جالبی برام بود که تفاوتهای دو جامعه (ایرانی و استرالیایی) رو بیشتر لمس کنم .مثلا یک بار تو ماشین نشسته بودیم و اصلا حواسمون به بیرون نبود.یک دفعه یکی به ماشین تقه زد.دوستم خیلی ترسید.منم تعجب کردم.یک خانم پیر بود. گفتش که چراغ ماشینتون روشنه، باتری ماشینتون رو مصرف میکنه ![]()
یک بار دیگه یادمه تو هاید پارک سیتی بودیم.یک مرد اونجا داشت چرت میزد، اومد جلو وگفتش:شما دو نفر زیباترین چیزی هستید که من توی عمرم دیدم.گفتش:you guys made my day.چشماش پر اشک بود.به من گفت:" تو خیلی خوش شانس هستی.چون اون واقعا دوست داره".باهاش دست دادم ![]()
یا مثلا چند شب پیش یک مرد مسن از کنارمون رد شد و گفت:Have a lovely night kids .
رفتار همه اینجا خیلی باهاتون دوستانه هست.امروز تو پارک هر کی از کنارمون رد میشد سلام احوالپرسی میکرد...
این آهنگ fix you از cold play رو خیلی دوست دارم:when you try your best but you don't succeed.when you feel so tired but you can't sleep, when you lose sth you can't replace,tears "stream down on your face
![]()
![]()