یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۳
سالگرد!
روزهای اول سخت گذشت.پیدا کردن خونه و کار و جا افتادن تو اینجا احتیاج به زمان و صبر داره.به هر حال این یک سال رو کاملا با موفقیت طی کردم و الان خیلی راضی هستم از کارنامه یک سال گذشتم.![]()
۲ تا موفقیت عمده تو چند ماه اخیر داشتم.اول اینکه گواهینامه فولم رو گرفتم:درست یک هفته بعد از اینکه برای بار اول افتادم، دوباره برای امتحان رفتم.بازم برای امتحان رفتم Silverwater.این دفعه کسی که ازم امتحان میگرفت، یک مرد تقریبا میانسال بود.برای امتحان ،بازم یکی ۲ تا اشتباه داشتم، ولی قبول شدم.همون موقع هم عکس گرفتند و گواهینامه فولم رو صادر کردند.![]()
دومین موفقیت عمدم،افزایش حقوقم بود:خیلی وقت بود که به این فکر بودم که با رییس آلمانیم راجع به افزایش حقوق صحبت کنم.تا اینکه تقریبا چند هفته پیش ریییس اومد به محل کارمون.خیلی به ندرت اینجا سر میزنه چون اکثرا تو Head office هستش.به هر حال با خودم گفتم الان بهترین فرصت هست که باهاش صحبت کنم.هنوز جملم رو تموم نکرده بودم که جواب داد: I understand و گفتش با مایک صحبت میکنم و خبرش رو بهت میدم.فرداش بهم ایمیل زد و گفتش به خاطر کار آییت ۲۰ ٪ حقوقت رو افزایش میدیم.![]()
هنوز برنامه های زیادی برای آینده دارم.آخر این ماه کار Christmas Casual هم شروع میشه و باید ۲ جا کار کنم.سخته ولی عیب نداره فقط ۱ ماهه.![]()
به زودی میخوام برم باشگاه بدنسازی هم ثبت نام کنم.باشگاه های اینجا گرون هستند خیلی.(تقریبا ۱۴۰ دلار در ماه)ولی در عوض سونا و دستگاه های پیشرفته،مربی های خوب و ... دارند.باشگاه های اینجا واقعا دیدنیه.
گاهی وقتها به یاد دورانی می افتم که تو ایران گذشت.برای دانشگاه، استرس شهریه و پاس کردن واحد ها،استرس فارغ التحصیلی و استادان پولی و .. یادم می آد.بعدش دوران خدمت،پادگان بدون آب ، استرس و حقوق ۲۰ هزار تومان در ماه یادم می آد.بعدش دوران کاری یادم میآد:بازم استرس،بهره کشی و حق خوری و ... .وای که چی کشیدیم ما! الان میفهمم چی کشیدیم! چه چیزی میتونه باعث این همه تفاوت بین اینجا و اونجا شده باشه؟جوابش خیلی ساده هست: "آزادی"
ارادتمند!![]()
![]()