دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶

کیم چی!

سلام.امروز دوشنبه هست.بازم آخر هفته خوبی داشتم.از جمعه تا شنبه شب، سیدنی  فقط  باد وزید.خیلی عجیب بود که قطع هم نمیشد.اینجایی ها میگن Weather is crazy. یک همکار داشتم که یک دفعه بهم گفت:به 3 تا چیز تو اینجا اعتماد نکن:

Australian weather,Australian job and Australian woman

ظهر شنبه و یکشنبه رفتم استخر.4 دلار و 50 سنت ورودیش بودو تا ساعت 8 شب میتونستی تو استخر بمونی.جالبیش  این بود که هر کس خط خودش رو داشت.درست مثل مسابقات.عمق استخر هم از 1 متر و 80 سانت بیشتر نبود.یاد استخرهای ایران افتادم.اول اینکه اینقدر شلوغ بود که شیرجه که میزدی با مخ میرفتی تو دست و پای یکی دیگه! دومش این که، تا به خودت میجنبیدی سانس استخر تموم میشد!بعدش هم  مشکل نظافت استخر و کثیفی آب بود.خدا وکیلی  هیچیمون تو ایران رو اصول نبود از جمله تفریحاتمون. شایدبه خاطر همینه که سعی میکنم از تمام امکانات اینجا نهایت استفاده رو بکنم و هیچی رو بی نصیب نذارم.

کلا برداشتم تو این چند وقت اینه که استرالیایی ها چون مثل ما ایرانی ها نگران آینده نیستند(نگرانی از آینده بخشی از فرهنگ ما ایرانی ها شده) بنابراین اهل پس انداز کردن هم نیستند.به خاطر همین برای تفریحاتشون حسابی خرج میکنند.مثلا یکی به تیراندازی علاقمنده، میره کلی خرج لوازمش میکنه .یا اون یکی عاشق دوچرخه سواری هست، از خود دوچرخه تا لباس کامل و عینک و ... رو میخره.

بعد از استخر رفتم Kim chi خریدم.کیم چی یک ساید دیش هست( مخلوطی از کلم و سیر و ..). که گویا کره ای هست ولی مغازه های چینی هم میفروشندش.خیلی خوش مزه هست. خدایی سیر ترشی ما رو میذاره جیب بغلش.Yummi بلده درست کنه. هر از گاهی یک طشت بزرگ میاره و واسه خودشون میاندازه.

برادرم اینها هم شنبه شب برگشتند.یکشنبه رفتم یک سر بهشون زدم.برادرم کلی عکس از ایران گرفته بود.تو همین یک سال خیلی چیزها عوض شده بود.بچه های خواهرم بزرگتر شدند،مستاجر جدید اومده برامون و...

شاید باورش سخت باشه ولی  بعد از یک سال تازه دارم اینجاجا میافتم.فعلا همین!

 

نوشته شده توسط در 7:2 |  لینک ثابت   •