دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۹
Commonwealth
بعد از تمرین رفتم کتابخونه Parramatta و یک کتاب قرض کردم.کتابهای زبان فارسیش خیلی کم هست و کتابهای خوبش رو خوندم.
یک کتابخونه ایرانی تو هریس پارک هست که تا حالا وقت نکردم برم.باید برم اونجا عضو بشم چون اونجا همه کتاب هاش فارسی هست و فکر کنم کتاب هاش بیشتر باشه.
بازی های Commonwealth چند روزی هست که شروع شده .مهمترین کشورهای شرکت کننده تو این مسابقات استرالیا، کانادا، انگلیس، آفریقای جنوبی، اسکاتلند، هند و ..هستند.قبل از شروع مسابقات مطبوعات اینجا خیلی صحبت از حملات تروریستی میکردند و به خاطر همین بعضی از ورزشکارهای استرالیایی از حضور تو این مسابقات انصراف دادند.
اتفاقات جالبی تو این چند روز افتاده. اول اینکه 2 تا از ورزشکارهای استرالیایی (یک کشتی گیر و یک دوچرخه سوار)به مسولین مسابقه یا داورها فینگر نشون دادند. سر و صدای زیادی به پا شد و اینجا حتی تورادیوها راجع بهش بحث میکرند. بعضی ها میگفتند این قسمتی از استرالیایی بودن ماست.
دیشب هم یک شناگر اهل آفریقای جنوبی که از نحوه برگزاری مسابقه شنا ناراضی بود تو یک برنامه زنده تلویزیونی، تماشاگرهای هندی رو "میمون"خطاب کرد.
استرالیایی هاتو شنا خیلی قوی هستند. مدالها رو درو کردند. یک شنا گرهم دارند به اسم جف هیوگل.تا همین چند وقت پیش بالای ۱۳۰ کیلو بود.بعد از اینکه تو یک دعوا تو بار، تو بریزبن دسنگیر شد دوباره تصمیم گرفت به شنا برگرده.نزدیک به ۴۰ کیلو وزن کم کرد و پریشب فهرمان پروانه ۱۰۰ متر شد.بهش لقب Skippy دادند! اراده آدمیزاد چه کارهایی که نمیکنه!
تازگیها تو بالکنی برای کفترها نون میریزم.حیونها رو خیلی دوست دارم و از غذا دادن بهشون لذت میبرم. یک پرنده هایی اینجا هست که تو ایران ندیدم. ظاهرشون شبیه به طوطی هست ولی جثشون خیلی بزرگه( حتی از کلاغ هم بزرگتر).البته سفید هستند و صداشون هم خیلی بلند هست.وقتی واسه کفترها نون میپاشم یکی از این پرنده ها میاد میشینه و بعد خیلی راحت و ریلکس بهم نزدیک میشه و تکه نون رو از دستم میگیره بعدش میره میشینه دم بالکنی و پشتش رو به من میکنه و شروع میکنه به خوردن.خیلی بامزه هست.
شنبه رفتم یک عینک شناو مایو شنا خریدم.تماشای مسابقات شنا، انگیزه شده تا دوباره ورزش رو شروع کنم.فعلا همین![]()
![]()