یکشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۲۸
تغییر!
تمرین رانندگی رو شروع کردم.یک مربی هندی پیدا کردم که قیمتش خیلی خوبه.ساعتی ۳۵ دلار میگیره و ماشینش هم تویوتا کرولا هست.خودش هم خوب یاد میده و آدم صبوری هست.برای امتحان هم ۶۰ دلار میگیره و ماشینش رو قرض میده.تا حالا ۳ جلسه ۲ ساعته باهاش تمرین کردم.دوست داشتم تو طول هفته هم تمرین کنم ،ولی ساعت کاریم چون تا ۵:۳۰ بعد از ظهر هست نمیشه.
بنابراین فقط اخر هفته ها میتونم برم تمرین.
یکی از معایب بزرگ کار فعلیم همین هست.ساعت کاریش یک جوری هست که تو طول هفته هیچ کاری نمیتونم بکنم.البته هر کاری معایب و محاسن خودش رو داره.
امروز صبح که از خواب بلند شدم،تمام دکور اتاقم رو عوض کردم.جای تلویزیون و تخت و میز و همه رو عوض کردم.یک دستی هم به سر و روی اتاق کشیدم.جارو کشیدم،رو تختی ها رو انداختم ماشین و ...احساس میکردم به یک تغییر نیاز دارم.هنوزم احساس میکنم به یک تغییر بزرگتر نیاز دارم.این تغییر ،میتونه تغییر شغل، تغییر خونه یا حتی خرید ماشین باشه.یک دوست داشتم تو ایران که حرفای قشنگی میزد.یک دفعه گفت: "هر دفعه،تغییری تو زندگیت به وجود اومد خدا رو شکر کن.حتی اگه این تغییر ،بیکار شدنت باشه."
هر چه سریعتر میخوام بزنم تو گوش گواهینامه!
![]()
![]()