شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۳۰
همخونه ای ها!
امروز شنبه بود و من تعطیل بودم.کل روز رو تو خونه خوردم و خوابیدم و تو اینترنت چرخ زدم.آخر هفته ها،حوصلم خیلی سر میره تو خونه.![]()
میگن اینجا ماشین، مثل کفش پا میمونه.بدون ماشین هیچ جا نمیتونی بری و هیچ کاری نمیتونی بکنی.منم دارم سعی میکنم پس انداز کنم و تا کریسمس یک ماشین دسته دوم بردارم.Ken همخونه ای کره ایم،مکانیک ماشین هست و قول داده که تو خرید ماشین راهنماییم کنه.
یکشنبه هفته قبل رفتم RSL کلاب پاراماتا عضو شدم.RSL کلاب ها تقریبا تو همه سابرب های سیدنی هستند.توش اسنوکر،پینگ پنگ،ماشین های شرط بندی،نوشیدنی ارزون ،غذاهای ارزون،و بعضی مواقع قرعه کشی و ... دارند.خیلی برام جالبه که این کلاب ها قوانین مخصوص خودشون رو دارند. اگه، مثلا، از ساعت ۷ شب به بعد، با آستین حلقه ای بری رات نمیدن.![]()
به کمک همخونه ای چینیم،Matt پیشرفت قابل توجهی تو آشپزی کردم.پختن ماهی،Beef،مرغ، وحتی بعضی غذاهای چینی رو هم یاد گرفتم.مثلا Dumpling یک غذای چینی هست که انواع مختلف داره.Pork ،Chicken ،Beef که درست کردنش هم خیلی ساده هست.آشپزی یکی از اون چیزهایی هست که یاد گرفتنش خیلی به درد آدم میخوره.مخصوصا تو اینجا که آدم مستقل زندگی میکنه.
امروز Yummi (همخونه ای کره ایم)،امتحان Ielts داشت.اگه بالای ۴.۵ بگیره، گرفتن Permanent residency براش راحت تر میشه.بهش گفتم حتی اگه یک کلمه هم نخونه ۶ رو راحت میگیره.دیشب یک کم نگران بود.ولی وقتی من و Ken و Matt اومدیم ، فکر کنم اصلا یادش رفت که فردا امتحان داره!![]()
هوا اینجا گرمتر شده و روزها یواش یواش داره بلند تر میشه.زندگی ما هم داره این جوری میگذره!![]()
![]()