شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۴

صدای طبیعت

سلام.امرز صبح با کانی و دین رفتیم استخر گرنویل.بلیطش ۴ دلار و خورده ای بود.ولی هر چقدر دوست داشتی میتونستی بمونی.چند تا استخر بود که همشون روباز بودند.طول یک دونشون ۵۰ متر بود.دین میگفت استاندارد المپیکه.

شنای دین خوب بود.ازم برد.ولی شنای کانی فایده ای نداشت.زیادم نموندیم.ولی خوب شد رفتم شناختم اونجا رو.خودم  تنها بیام حداقل ۳ یا ۴ ساعت شنا میکنم.

دیروز یا پریروز با امید تو ایران داشتم چت میکردم.همخدمتیم بود.البته چند ماه ازم جلوتر بود.خودش تهرانه ولی اهواز کار میکنه. میگفت الان تهران داره برف میآد.گفتش "یک قول بهم میدی؟"گفتم"آره .بگو"

گفت"قول بده جای همه ما خوش باشی"

دیروز برای اولین بار پس از ورودم به استرالیا یک کلاس شرکت کردم.کلاس راجع به ایمنی در محیط های کارگاهی بود.دورش یک روزه بود و همون دیروز ازمون امتحان گرفتند و یک گواهی دادند بهمون.به این گواهینامه کارت سبز یا سفید هم میگن.شرکت کردن در کلاسها خیلی برای تقویت زبان مفیده.

یک چیز دیگه.دوچرخه سواری که میرفتم با موبایل به رادیو اینجا گوش میدادم.اینجا رادیوش اکثرا آهنگ میذاره و اهنگهاش هم خیلی تند و ضربی هست.بعد از چند روز احساس کردم گوش دادن به رادیو موقع دوچرخه سواری احساس خوبی بهم نمیده.ضربان قلبم رو زیاد میکنه و آرامشم رو بهم میزنه.گذاشتمش کنار و به صدای طبیعت اینجا و صدای پرندگان گوش دادم.واقعا بهترین صدای آرامش بخش همون صدای طبیعته.

نوشته شده توسط در 15:3 |  لینک ثابت   •