دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۲۳

وعده دیدار!

سلام.روز تاسوعا داشتم از پشت پنجره به دسته محلون که رد میشد نگاه میکردم.اکثر آدمهای دسته رو میشناختم.از سینه زن و زنجیر زن و طبل زن بگیر تا خواننده و راننده و ....

دسته ای که تشکیل شده از مجموعه ای از اراذل و اوباش.اراذلی که هر کدوم تو یک شاخه از جرم و بزه تخصص دارند.یکی معروفه به بچه بازی یکی به دزدی اون یکی ساقی محله و یکی دیگه خانم باز.کلسکیونی از لاتها که برای به هم زدن یک محله که چه عرض کنم یک شهر کافی هستند.

وعده دیدار این آقایون محرمه.هر جای دنیا که باشند برای این چند روز خودشون رو میرسونند.به هیچ وجه نمیخوان این چند روز رو از دست بدن آخه حسابی بهشون خوش میگذره:

خودشون رو میرسونند تا حسابی عرق کشمش بخورند و پکها رو به افتخار هم برن بالا.اینقدر چشم چرونی و خانم بازی میکنند که تلافی یک سالش در بیاد.پای منقل و بساط از شرمندگی هم در میان.موقع علم کشی حسابی عربده میزنند و خود نمایی میکنند.آخر شب هم یک شام چرب میزنند به بدن.دیگه چی بهتر از این!

به نظر من این دسته ها شکل تغییر یافته ای از کارناوالهای غربی هستند.درسته که مثل کارناوالهای برزیلی با رقص و شادی و پایکوبی همراه نیست ولی جای خوبی هست برای سرگرم کردن جوونها و تخلیه هیجان و انرژی اونها.

نوشته شده توسط در 15:45 |  لینک ثابت   •